تو رامن چشم درراهم

اگر افتادی مهم نیست , به شرطی که موقع بلندشدن چیزی از زمین برداری

 
در انتظار , فراموش شدن

دلتنگ ترازآنم كه بتواني حس كني , لبريز تر از آني كه ببيني .

 

 

تو نبوده اي و من به اندازه همه لحظه هايش , پر شده ام از حس تنهائي .

 

 

و امروز چه آسان به انتظار لبخند من , به تماشا نشسته اي!

 

 

چه آسان به اميد جمله اي اميد بخش , به من مي نگري!

 

 

و چه آسان , به من اميد مي دهي !

 

 

كمي فكر كن . آنقدر ها هم كه تصور كرده ايم , امروز , روز خوبي نيست.

 

 

19/1/1385

 


پيام هاي ديگران () | ۱٩ فروردین ۱۳۸٥ :ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ- شادی |لینک به نوشته